دسته‌بندی نشده

تغذیه در گلخانه و کشت بدون خاک: EC، pH و نظم روزانه

۳ دقیقه مطالعه

اصول فرتیگیشن و هیدروپونیک: کنترل EC و pH، تقسیم روزانهٔ دوز و پرهیز از رسوب در قطره‌چکان‌ها.

در کشت گلخانه‌ای و به‌ویژه سیستم‌های بدون خاک، کوددهی از یک رویداد هفتگی به یک جریان روزانه تبدیل می‌شود. کنترل دو عدد، همهٔ مدیریت تغذیه را خلاصه می‌کند: هدایت الکتریکی (EC) که غلظت کل املاح را نشان می‌دهد و pH که تعیین می‌کند عناصر قابل جذب باشند یا نه.

برای بیشتر سبزیجات گلخانه‌ای، pH محلول تغذیه در بازهٔ حدوداً ۵٫۵ تا ۶٫۵ نگه داشته می‌شود؛ پایین‌تر از آن، ریزمغذی‌ها بیش از حد آزاد می‌شوند و بالاتر، آهن و فسفر قفل می‌شوند. EC بسته به مرحلهٔ رشد تغییر می‌کند: نشاءها و رشد رویشی با محلول رقیق‌تر بهتر جلو می‌روند و در گلدهی و میوه‌دهی، غلظت بیشتر (به‌ویژه پتاسیم) رایج است. این بازه‌ها عمومی‌اند؛ تنظیم دقیق به محصول، فصل و کیفیت آب بستگی دارد.

ساعت‌ها و دوزها را تقسیم کنید. در فرتیگیشن، به‌جای یک دوز سنگین روزانه، چند نوبت کوتاه با حجم کم، هم از شست‌وشوی ریشه جلوگیری می‌کند هم از نوسان غلظت جلوی ریشه. در گلخانه‌های با آبیاری قطره‌ای، شروع روز با آب خالص و توزیع کود در ساعات میانی، الگوی رایجی است.

مسئلهٔ رسوب را جدی بگیرید. قطره‌چکانِ گرفته‌شده یعنی گیاه تشنه و گرسنه به‌طور هم‌زمان. منشأ بیشتر رسوب‌ها، ترکیب کلسیم با سولفات و فسفات در همان تانک است؛ کودهای کلسیم‌دار را جدا از کودهای حاوی سولفات و فسفر در مخزن حل کنید و در دو مسیر جداگانه تزریق کنید. هر محصول جدید را ابتدا در یک ظرف شفاف مخلوط کنید؛ اگر کدر شد یا ته‌نشین شد، در سیستم اصلی هرگز ترکیبش نکنید.

آب ورودی را هم اندازه بگیرید: سختی آب چاه، پایهٔ محاسبهٔ همهٔ دوزهاست. آب سخت خودش بخشی از کلسیم و منیزیم را می‌آورد و برنامهٔ تغذیه باید آن را حساب کند؛ در آب‌های بسیار سخت، اسیدریزی مخزن و استفاده از فرمول‌های سازگار با pH کنترل‌شده الزامی است.

و در نهایت، ثبت‌کردن. دفترچه‌ای ساده از EC و pH روزانه، دمای محلول و واکنش گیاه، پس از چند هفته به نقشهٔ تغذیهٔ اختصاصی گلخانهٔ شما تبدیل می‌شود. در کشت بدون خاک، حافظهٔ سیستم، ثبت داده‌هاست؛ بدون آن، هر تصحیح، حدس است.

برای شروع، سه خطای رایج را بشناسید: اول، برنامه‌ریزی دوز بر اساس ظرفیت مخزن به‌جای نیاز واقعی گیاه؛ دوز باید از هدف EC منهای شوری آب ورودی حساب شود، نه از حجم تانک. دوم، نادیده گرفتن دمای محلول؛ محلول سرد در زمستان جذب فسفر و آهن را کم می‌کند و گرمای زیاد ریشه در تابستان اکسیژن محلول را می‌کاهد. سوم، تغییری هم‌زمان در چند متغیر؛ هر بار فقط یک متغیر (دوز، فرمول یا فاصلهٔ آبیاری) را تغییر دهید تا بتوانید اثرش را جدا کنید.